خرید بک لینک

من گذشتم دگر از تمام خودم تا شوم آنچه توخواهی

تو گذشتی ز من این دل ساده ام پس زدی محض خود خواهی

من که بار دگر وقت شب تا سحر آرزوی رخت دارم

تو نشد لحظه ای برنهی پرده ای تا بدی جان به رخسارم

دل نبستی دگر درد حالم نگر خون شده از غمت دیده

تو بکن داوری تا که گرداوری حال من درد و غم دیده

برچسب: نویسنده: محمد عباسی تاريخ: يکشنبه 25 آذر 1397 ساعت: 11:46

ای تو که آرامی و بیگانه با دردم

من پریشانم ببین ویرانه ام هر دم

تو گرفتی نگاهت را زمن در وقت بیداری

من بدنبال نگاهت شبانه میگردم

ای تو که گفتی به من عشقت نمیخواهم

من بدنبال عشق محالت عاشقانه میگردم

تو یک لحظه ای از حال من آگه نبودی و

من دائما عشقت به خود زنجیر, میکردم

برچسب: نویسنده: محمد عباسی تاريخ: يکشنبه 25 آذر 1397 ساعت: 11:46

شکسته شد دلم به راه عشق برای توولی تو باز بخند فدای خنده های تو ببین که من چقدر هواییم برای توفقط مرا ببین فدای آن نگاه تو گلخانه ی دلم پر شده از صدای توبیا و در نزن این خانه هست برای تو فکر سرم که ب

برچسب: نویسنده: محمد عباسی تاريخ: يکشنبه 25 آذر 1397 ساعت: 11:46

در ستاره, ای زندگی میکنی

همانندش میدرخشی و نور افشانی میکنی

ستاره دنباله دار زیبا آن طرف مرز آرزوهایم,

و آن همان ستاره ایست که من بین سیل عظیم ستارگان برگزیده ام

شب های تاریک تنهایی ساعت ها خیره اش میشوم و دستم را برای گرفتنش بالا میبرم

درهمان اندازه که نمیتوانم بگیرمش از من دور هستی و فاصله داری

کاش فقط برای یکبار به زمین بیایی من قدرت بالا آمدن ندارم

برچسب: نویسنده: محمد عباسی تاريخ: يکشنبه 25 آذر 1397 ساعت: 11:46

یک نفر در همین نزدیکی ها
چیزی
به وسعت یک زندگی برایت جا گذاشته است …
خیالت راحت باشد
آرام چشم هایت را ببند
یک نفر برای همه نگرانی هایت بیدار است
یک نفر که از همه زیبایی های دنیا
تنها تو را باور دارد …

پ.ن: نویسنده نامعلوم

برچسب: نویسنده: محمد عباسی تاريخ: يکشنبه 25 آذر 1397 ساعت: 11:46

امروز آخرین روز غصه هایم خواهد بود
اگر در چشمانت روشنی عشق را ببینم
و گرنه هم مهم نیست
همین که کنارم بوده ای و چشمانت را دیده ام مرا کافیست ....

برچسب: نویسنده: محمد عباسی تاريخ: يکشنبه 25 آذر 1397 ساعت: 11:46

هر روز از روزنه ی خیالمبه تماشا بازتاب نورش مینشستمگرمای وجودش را احساس میکردم ودستان سردم را بر چشم دلم میگذاشتم تا هوایی نشوددر فکرشفرو می رفتم و در چشمانش غرق میشدمعطرش را میبوییدم و حرکاتش را بخ

برچسب: نویسنده: محمد عباسی تاريخ: يکشنبه 25 آذر 1397 ساعت: 11:46

من همانم که تو را بر دو جهانش ندهد
تیر چشم تو به یک لحظه امانش ندهد

من همانم که نگاهش به تو درگیر شده
من دخیلم که روبانش به تو زنجیر شده

من بهارم که نگاه تو خزانش کرده
بازتاب رخ تو خانه خرابش کرده

من همان حال خرابم که گرفتار توست
هر لحظه و هر جای جهان جای توست

من طرفدار گرفتار به چشمان توام
من پریشان و هوادار و هواخواه توام

من که بعد تو جهان رفته ز نور دیدم
تو ولی لحظه ای آخر نروی از دیدم

برچسب: نویسنده: محمد عباسی تاريخ: يکشنبه 25 آذر 1397 ساعت: 11:46

خوشبختی, داشتن عشقیست از جنس آرامش
ساده...پاک...بی آلایش
گرم و صمیمی همچو نرمی بالش
دور از تمنا و هر دم خواهش
خوشبختی توام است با امنیت
پشت هم ایستادن با یک نیت
خوشبختی همدردیست، در وقت ویرانی
دستانش بگیری و بنشانی
خوشبختی فکریست که در یک دم
من بیگانه شوم با غم
شب ها در وقت دلتنگی ها هم
تنها تو را خواهم، آن دم تو را یابم
من در آن لحظه خوشبختم
که گره خورد بختت بر بختم.

برچسب: نویسنده: محمد عباسی تاريخ: يکشنبه 25 آذر 1397 ساعت: 11:46

صفحه بندی